ــــ نوشته های محمد حسین پیریایی ــــ

آقاي وزير! قدردان پدر باش!

تاريخ امانت دار آموزه ها و عبرتهاي گذشتگان و آيينه دار فرجام درستي رويه و كج روي ها است و از اين منظر با زبان پند و شفقت با آيندگان سخن ميگويد.

از جمله پندآموزترين دفترهاي تاريخ ضرورت پيوستگي با شاخصهاي پسنديده و آراستگي به همراهي درستكاران به شمار مي آيد و اين جريان روشنگر و آموزگار راستگو  بر مدار مذمت بي اعتنايي به درسهاي پر مصداقش ميگردد بدين ترتيب جايي براي فرار از تجربيات تاريخ باقي نمي ماند.

از اين مجرا ورود به حوزه نقد يك موقعيت سهولت مي يابد موقعيت ارزشمندي كه  هرگز با ساده لوحي و بي تفاوتي عاملان غير عالم از سيادت و اهميت آن چيزي كم نمي شود.

درباره فرزند نوح پيامبر (عليه السلام) تاريخ سخنهاي بسياري هدف تذكر موقعيت هاي مشابه قرار ميدهد براي مثال عدم قدرداني از منزلت و جايگاه پدر درستكاري كه همواره در راه نجات مردم در معرض فشار و آزار و ناسزاي برخي معاصرين خود قرار داشت را يكي از دلايل هبوط و عذاب فرزند نوح قلمداد مينمايد و به آيندگاني كه موقعيت هاي مشابه قرار ميگيرند هشدار ميدهد كه فرزند نوح ببينيد و اندرز بجوييد كه اگر با پدر همراه ميشد و براي كاستن فاصله ها تلاش ميكرد ضرب المثل عام و خاص نمي گرديد.

سخن و نقد بر احوال اين دوره ي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كم نيست و دقيق تر اينكه گنجايش نوشتار فرارو طاقت آن گفتار پر درد و گران را ندارد شايد اهالي فرهنگ و هنر در سالگشت تدبير اعتدال گرايان (حاميان هاشمي رفسنجاني) در انتظار شكوفه هاي تدبير و اميد بودند كه از رهارود تصدي وزير جديد مشام فرهنگ عمومي جامعه را خوش كند. اما وضعيت به صورت ديگري رقم خورد بگونه اي كه وزير محترم ارشاد منادي تك خواني بانوان، حذف تشريفات چاپ كتاب، اعطاي پروانه نشر مطبوعاتي به عناصر مساله دار، اجازه اكران آثار سينمايي سوال برانگيز و... باعث اعتراض نمايندگان و فعالان فرهنگي گرديد؛ مع الاسف كم نيست كه انتظارات از طلبه مدرسه حقاني كه در مبارزات انقلاب هم نقش آفريده بصورت معكوس براورده شد تا جايي كه وي با تمسك بر فتاواي نادر و مقيد هوادار ايفاي هنر بانوان در عرصه ساز و آواز گشت.

بي ترديد نوع گرايشات وزير فعلي فرهنگ و ارشاد در جسارت عده اي فرصت طلب ناراضي براي نقد عملكرد پدرش (آيت الله احمد جنتي دبير محترم شوراي نگهبان) كه در خدمت خالصانه فشارهاي بسياري متحمل شده  بي تاثير نبوده و اين موضوع نشانه ي واضحي از فاصله چشمگير پسر از پدر در اصول ، ادبيات و گرايشات سياسي به شمار ميآيد.

بر اين منوال آنجا كه پدر به جاي پسر در جشنواره ارزشي و مردمي فيلم عمار حاضر ميشود و براي تقويت اين جريان عدم حضور پسر را كه مسوول مستقيم و مدعو آن جشنواره بود را پوشش ميدهد براي همه افرادي كه دم از اعتدال و ... ميزنند در حالي كه بصورت افراطي تحت تاثير سيگنالهاي همسر و فرزندان خود هستند درس آموز و الگو است.

در نهايت دلسوزانه متذكر ميگردد در صورتي كه وزير محترم ارشاد مباني اعتدال خواهي را از سيره و منش پدر بياموزد و الگو بگيرد و به اصطلاح موجود احراز صلاحيت گردد در اين منصب و درمسير انقلاب عاقبت به خير ميشود و گرنه از همراهي هواداران سستي و سازش دورنماي با ارزشي رخ نميدهد و چه بسا اينكه توقعات از آقاي علي جنتي بسيار است...

 

 


آيا دولت اعتدال به موافقت مي رسد؟

دولت اعتدال اين روزها تلاش و اهتمام خود را در جلب نظر غرب و توفيق در مذاكرات به اصطلاح 1+5 قرار داده است شايد شدائد تحريم و فشار اقتصادي غرب آنان را در حل مشكلات كشور به كوچه پس كوچه هاي وين كشانده و رمز توفيق در عرصه هاي داخلي را معطوف به مساعدت و همراهي غرب در توسعه اقتصادي ايران بزرگ ديده باشند!

انگار همه ي راهها به مذاكره ختم ميشود!

اينجاست كه چند سوال اساسي هر خواننده اي را به سنجش وا ميدارد:

1. آيا تيتر "جلوگيري از فعاليت هسته اي تسليحاتي" در مذاكرات 1+5 همه دغدغه اطراف مذاكره است؟

2. در صورتي كه صرفا موضوعات هسته اي مطرح باشد _ كه نيست _ آيا ايران با اعتماد سازي ميتواند با غرب به يك توافق سازنده و همه جانبه دست پيدا كند؟

3. در صورت توافق آيا غرب پتانسيل توانايي براي حل مشكلات اقتصادي ايران است؟

4. در شرايطي كه طرفهاي مذاكره براي رفع معظلات اقتصادي توانمند و قابل اتكا باشند آيا به حل مشكلات ايران "اسلامي" كمك ميكنند؟؟

5. بر فرض كه چهار سوال قبل پاسخهاي مناسب و مطبوعي داشته باشند _ و همه بدبيني ايران و جهان به غرب واقعيت نيابد _ آيا تكيه و وابستگي در اين سطح به غرب در شان ملت بزرگ ايران است؟؟

پر واضح است كه وضع موجود اقتصادي كه شرايط فشار بين المللي را سپري ميكند اگر از ديد مسوولان اجرايي كشور ربط مستقيم و معنادار با مذاكرات نداشت راهروهاي گفتگو و مذاكره آن هم در شرايط غير برابر رونق نمي يافت و اين همه اخطار و كارت زرد از سوي رهبر معظم انقلاب و مردم و جوانان ايران صادر نمي شد البته ركود در عرصه هايي مانند فرهنگ و جوانان و... هم شايان توجه است و جاي خالي يك دولت پيگير و دغدغه مند محسوس است كه واكاوي و كنكاش تفصيلي در آن فرصت ديگري مي خواهد.


امر به معروف همگاني

از جمله آسيب هاي فرهنگي روز نگرش مناسبتي به ارزش گستري در جامعه است اين ديد كه توسعه فرهنگ ارزشمداري را در حصار مناسبت هاي مذهبي يا ملي خلاصه و دچار كندروي و تندروي در اين باره ميكند سطح موضوعات اخلاقي و ارزشي را از آنچه كه بايد باشد به آنچه كه هست تنزل ميدهد براي نمونه هرساله با فرارسيدن ايام نهضت مقدس ابا عبدالله عليه السلام شاهد تلاش سمبليك و نمادين رسانه ها براي توجه جامعه به جريان امر به معروف با تاكيد بر اهداف واقعه عاشورا هستيم به عبارت ديگر آنچه از جانفشاني اهل بيت در كربلا به ارث رسيده كه صاحب نظران از آن به امر به معروف ياد ميكنند دچار ديد مقطعي و مناسبتي شده است. اگر چه چالشي كه چند سطر بالا به ميان آمد طرح كلي ذهن نويسنده را دنبال نمي كند اما به سهم خود عميقا همه تلاشها و كوششها را براي سرلوحه شدن امر به معروف در جامعه به گوشه ميراند! از اين رو براي واكاوي سهم هر چالش براي توسعه و عموميت امر به معروف بايد از رفتاري كه شريانهاي همگاني را براي جريان امر به معروف ميبندد شكايت كرد!
به زعم نگارنده پس از رفتارهاي زننده برخي دينداران (با تاسف) در اجراي اين بايسته كه اغلب با نيت هاي خوب همراه بوده قشري نگري بيشترين ضربه را به  ساحت اين ارزش وارد كرده است به اين بيان كه قشر خاصي متصدي ايفاي امر به معروف در جامعه باشند كه منجر به بالا رفتن سطح بي تفاوتي جامعه در اين باره ميشود و تعريف امر به معروف را در حد  رفتار هاي ناصواب اين عده تنزل ميدهد كه هرگز در قبال جامعه پاسخگو نبوده اند! 
بنابراين بالاترين جنبه امر به معروف در شرايط كنوني را بايد امر به معروف و نهي از منكر برخي مجريان نا آشنا در نوع برخورد با مخاطبان دانست زيرا از اهل بيت عليهم السلام آموخته ايم كه: ابدء بنفسك بنابراين اولين و شايد مهمترين گام در انجام اين فريضه را بايد امر به معروف جامعه دين مدار پنداشت كه با اصلاح برخي رفتارهاي نادرست از سوي كساني كه همواره شعار امر به معروف و نهي از منكر ميدهند همگان بصورت خودجوش باني امر به معروف و نهي از منكر خواهند شد.





سكوت جايز نيست!!


اگر چه سكوت بستر حكمت و زمينه ساز كسب معرفت و شايسته شدن به گوهر صبر است اما مصداق واقعي آن را بايد با سنجش و پايش دقيق شرايط و متغيرها يافت چه بسا اين فضيلت در جايي كه اشتباهات و انحرافات رو به فزوني و تزايد باشد نا پسند ميگردد از اين رو مختصري درباره وقايع اين روزهاي خبرگزاري دانشجويان ايران كه تا كنون افتخار خدمت در آن داشته ام  را در جهت تنوير و تبيين ارائه مينمايم

در قران كريم كه بيان روشن خداست ميخوانيم: إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا بدرستيكه خداوند به شما امر كرده كه امانات را به اهلش واگذاريد

در گنجينه ادب فارسي هم چنين بهره جسته ايم كه:  آزموده را آزمودن خطاست! اگر مسووليت و رياست امور را در آينه كلام خدا به امانت تعبير كنيم (كه عموم قران پ‍ژوهان و اساتيد چنين تعليم نموده اند) عزل ابهام آميز مديرعامل موفق ايسنا محل پرسش و تامل است.

چرا سرپرست جديد سابق بر ساسان والي زاده سكاندار ايسنا بود اما ملاحظاتي در نحوه مديريت رسانه از سوي ايشان توجيه حضور والي زاده شد. نا گفته پيداست كه والي زاده به اذعان غالب اصحاب رسانه مدير موفقي بود و در كار خود حرفه اي عمل كرد بنابراين ميتوان وي را شايسته امانت دانست!!

از طرف ديگر جناب آقاي زجاجي در مديريت ايسنا امتحان خود را پس داده بود و عزل ايشان گواه بر وجود افراد شايسته تر بود اما در واپسين روزهاي دولت كه عموم دستگاهها و سازمان ها بايد به احترام راي مردم و منتخب ايشان  فرصت را براي جمع بندي خدمات و آماده سازي شرايط براي تصميم گيري مديران آينده مهيا كنند و از اقدامات سوال برانگيزي مانند عزل و نصب خودداري نمايند فضا را از اضطراب دروني خود ملتهب مي سازند!

بنا براين با توجه به رخداد كنوني ديگر دليلي حضور و ايفاي خدمت در ايسنا نميبينم و براي بهروزي و مزيد توفيقات دوستان ايسنايي دعا مي كنم

اما چند نكته درباره عرايض فوق:
ضرورت بررسي علل و عوامل توفيق و كاميابي فردي و جمعي درباره‌ي هر موضوعي و همچنين انتقال آن به سايرين براي تعاطي افكار و توفيق مجموعه‌هاي ديگر انكار نمي‌پذيرد. اينكه خبرگزاري دانشجويان ايران موسوم به ايسنا براي دستيابي به اين چشم‌انداز فاخر و درخور تمجيد چه مسيري را طي كرده و چگونه به تأييد و امداد خداوندي به رشد و تعالي رسيده موضوعي‌ست كه امروز با درك ضرورت گفته شده بايد به كنكاش و واكاوي سپرده شود. البته شيريني اين توفيق كه با همبستگي و همدلي بدنه‌ي ايسنا و مديران آن به دست آمده با مرور موانع و معضلات ساختاري مضاعف و ارزشمندتر مي‌گردد.

ساختار معيوب اداري ايسنا از جمله معضلاتي است كه در مسير پيشرفت كار را دشوار مي‌كرد (و مي‌كند) درحالي‌كه مي‌بايست طبق اساسنامه مؤسسه‌‌‌اي خصوصي و عملاً تا حدودي تابع سياست‌هاي دولت‌هاي مستقر عمل كند رسماً در ذيل جهاد دانشگاهي فعاليت دارد. اين موضوع درحالي‌ست كه جهاد دانشگاهي خود را ملزم به حمايت مادي و معنوي از ايسنا نمي‌داند و به تقريب كل بودجه آن مختصري است كه در قالب كمك از غيرجهاددانشگاهي تأمين مي‌شود. جالب آنكه اخبار ايسنا از لحاظ كمي يا كيفي برتري معتنابهي نسبتي به ايرنا دارد و در مقايسه با ايرنا نيازمندي‌هاي خود را از بودجه‌اي معادل مبلغي به اندازه يك چهارم بودجه ايرنا تأمين مي‌كند.

معضل ساختاري پيش گفته براي اداره‌ي يك خبرگزاري پيشرو با صبغه دانشجويي با دشواري‌هاي باورنكردني بودجه‌اي عملاً ايسنا را در ميان خبرگزاري‌ها به خبرگزاري توديع به شهرت رسانده بود به‌طوري‌كه معدل مديريتي اين خبرگزاري به كم‌تر از دو ماه تنزل كرده بود تا جايي كه در عرض پنج سال شش مديرعامل از آن بركنار شدند. از مديرعامل يك روزه و يك ماهه گرفته تا دو ماهه و شش ماهه و ...

بي‌ثباتي مديريتي به تدريج قامت ايسنا را در كشاكش رقابت با ساير رسانه‌هاي خبري تحليلي شكننده مي‌كرد و درحالي‌كه ايسنا اولين رسانه رسمي و مجازي در ايران بود كه توليدات خود را در محيط نت منتشر مي‌كرد اما اشكالات گوناگون از قبيل گرافيك غيرخبري و آماتور ايسنا و بسياري از سرويس‌هاي خبري كه به نوعي موضوعيت خود را از دست داده بودند به نگراني‌هاي فعالان فرهنگي و اصحاب رسانه درباره ايسنا دامن مي‌زد.

در اين شرايط در نخستين روزهاي سال 90 هشتمين مديرعامل در حالي پا به ايسنا گذاشت كه ورود او با سابقه‌ي مديركلي رسانه‌هاي دفتر رئيس‌جمهور و معاون اطلاع‌رساني حوزه معاون اول رئيس جمهور به عنوان يك چهره‌ رسانه‌اي دولتي بدنه ايسنا را نگران‌تر از قبل نمود كه اندك استقلال و اعتدالي كه در فرآوري محتوايي خود به كار مي‌بستند با آمدن وي از دست برود و ايسنا به نسخه دوم ايرنا تبديل گردد.

اما هرچقدر حضور والي‌زاده در ايسنا طولاني‌تر شد بارقه‌هاي اميد از دستاوردهاي ايسنا بيش‌تر به چشم آمد.

ايسنا به زودي پوست انداخت. گرافيكش متحول شد و در ارائه اخبار و اطلاعات براساس نياز جامعه سرويس‌هاي جديد و كارآمد خبري راه‌اندازي و براي افزايش سطح دانش مخاطبان به بهره‌برداري رساند (مانند سرويس استخدام فارغ‌التحصيلان كه رفع يك نياز مشخص جامعه‌ي دانشجويي را دنبال مي‌كرد). همچنين نوآوري در طراحي سرويس طنز و كاريكاتور كه كمك شاياني براي بروز دغدغه‌هاي دانشجويان به صورت نرم و نمكين بود از جمله‌ي اين اقدامات مي‌توان برشمرد. با تحت وب رفتن اطلاعات و ديتاهاي جمع‌آوري شده توسط خبرنگاران در رويدادهاي مختلف امكانات و ظرفيت‌هاي سايت خبرگزاري بهينه‌سازي و توسعه يافت همچنين پيش‌بيني برخي زيرشاخه‌هاي خبري مانند بخش رسانه‌هاي ديگر موجب جامعيت اين پايگاه براي بهبود وضع اطلاع‌رساني به مخاطبان شد.

ايسنا در اين دوره شعار و رويكرد محوري و بنيادين اخلاق، اميد، آگاهي را به عنوان موتوي سازماني خودش برگزيد تا همه‌ي فعاليت‌هاي ايسنا در اين راه جريان بگيرد.

به‌كارگيري اين شعار چنان جذاب و جامع بود كه جشنواره‌هاي معتبر ملي همانند جشنواره فيلم فجر و ... و برخي ارگان‌هاي ديگر ضمن استقبال، از آن عيناً به عنوان شعار و استراتژي خود بهره برده‌اند.

همچنين در دوره‌ي جديد ايسنا با كاهش فاصله‌ي زماني ميان رخداد و بازتاب آن به جامعه در قالب خبر و گزارش گوي سبقت را از رسانه‌هاي ديگر ربود و عملاً در بيش‌تر شاخص‌هاي رقابتي صدرنشين شد. اين درحالي بود كه سرعت فرآيند اطلاع‌رساني كم‌ترين خدشه و اختلالي به دقت و انضباط سازماني در ارائه خبر از قبيل برخورداري از يك منبع خبري موثق وارد نياورد. بر اين اساس نوآوري و روزآمد كردن سرويس‌هاي خبري در ميان مخاطبان ايسنا را به اعتبار و اعتمادي ميان مخاطبان نائل كرد كه حتي در ابعاد ديگر با دلگرم شدن خبرنگاران و بدنه‌ي اين خبرگزاري به پويايي و رشد فعاليت‌هاي خبري اين سازمان از كوچ يا اخراج خبرنگاران خبرگزاري ديگر شايعه يا سخني به ميان نيامد و نيروي انساني اين رسانه‌ي دانشجويي با خودباوري مسير پيشرفت را با اصرار بر هويت رسانه‌اي خود پيمودند. بر اين اساس مطابق با گزارش رسمي معاونت امور مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در زمينه‌ي ضريب نفوذ اخبار ايسنا در ساير رسانه‌ها از جمله روزنامه‌هاي سراسري و رسمي با سهم چهل درصد در جايگاه نخست قرار گرفت. همچنين در يك ارزيابي رسمي از سوي خبرگزاري مهر كه در اواخر سال گذشته به همت مركز افكارسنجي اين خبرگزاري انجام شد كه در آن همه‌ي اهالي خبر و رسانه براي انتخاب جامع‌ترين مرجع خبري در ميان خبرگزاري‌ها فراخوان شدند به اين اعتراف منجر شد كه ايسنا به خاطر استقلال و سرعت انتشار اخبار در صدر خبرگزاري‌هاي كشور قرار دارد. و اين توفيق در رنكينگ الكسيا به صورت دستيابي به رتبه‌ي سي‌ام در ميان سايت‌هاي پرمخاطب ايران انجاميد.

هنر ديگر مديريت جديد اين خبرگزاري در استفاده درست از نيروها و صيانت از سرمايه‌هاي انساني اين خبرگزاري است كه پيش از آن به يك جانبه‌نگري و گرايشات خاص سياسي متهم بودند. ساسان والي‌زاده با ايجاد هم‌گرايي و هم‌دلي در لايه‌هاي مختلف نيروهاي اين خبرگزاري و سازمان دادن به آنان باعث پديد آمدن اين ذهنيت شد كه اتفاقاً بدنه‌ي ايسنا با وجود سليقه‌هاي سياسي خاص در كار خبري خود در چهارچوب نظام و آرمان‌هاي انقلاب فراتر از تصورات اهتمام دارد كه مصداق عيني آن عملكرد خبري و رسانه‌اي ايسنا در چند انتخابات مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان، شوراي اسلامي شهرها و رياست جمهوري سال 92 است. ايسنا در اين مقاطع با رويكرد واقعي اعتدال و انصاف در فعاليت‌هاي مرتبط با انتخابات از تنديس درخشان ايسنا براي همه ايرانيان پرده‌برداري كرد و عملاً ايسنا تريبون خود را به صورت سالم و عادلانه در اختيار همه‌ي جريانات مورد قبول نظام قرار داد. آن‌گونه كه مثلاً اعضاي ستادهاي هر هشت كانديداي انتخابات رياست جمهوري 92 از عملكرد ايسنا تمجيد و قدرداني نمودند اين افتخار در شرايطي حاصل آمد كه قريب به اتفاق خبرگزاري‌هاي ديگر تمايلات انتخاباتي خود را به جانب برخي كانديداها بروز دادند و حتي در پاره‌اي موارد در نفي ديگران اصرار ورزيدند.

در اين باره مي‌توان افزود اگرچه ايسنا در دوره‌ي اصلاحات همواره از موضع افراط جانب‌دار دولت وقت بوده اما در اين دوره با مشي سلامت و صداقت ضمن حمايت اصولي از دولت مجال را از منتقدان نگرفت و آنان را حذف نكرد.

همچنين ايسنا در اين دوره با رعايت موازين حرفه‌اي اطلاع‌رساني و پايبندي به فرامين مقام معظم رهبري از هرگونه سفيدنمايي و سياه‌نمايي درباره‌ي دولت پرهيز كرد. آنچنان كه بايد مشكلات را بيان مي‌كرد اما هرگز به دنبال جلب مخاطب از طريق مچ‌گيري‌هاي ژورناليستي نبود بنابراين ايسنا اكنون در جايگاهي قرار گرفته كه مي‌توانيم بگوييم از هر حيث خوش درخشيده است هرچند كه والي‌زاده در روزهاي آتي بايد با مديرعاملي خداحافظي كند اما بي‌گمان اين موضوع چيزي از توانمندي‌ها و شايستگي‌هاي وي نمي‌كاهد.



مبارک است

در تفسیر منزلت شب قدر سه گانه ای قائلند (اندازه، جایگاه، تقدیر)که با سمت و سوی حضور حماسی مردم سازگاری دارد. آنچنان که پس از برآورد اولیه؛ حکایت مشارکت بالای مردم در تایید نظام و انقلاب در تاریخ ضبط شد و مردم ایران بار دیگر بالندگی آفریدند.

به گزارش بخش وبلاگ های ایسنا ، محمد حسین پیریایی در ادامه وب نوشته خود آورده است : این بالندگی اندازه مقبولیت انقلاب را در عصر برزخ حکومت های شرقی و غربی بار دیگر به اوج رساند و پرچم امام و شهدا را در بام جهان به اهتزاز درآورد.

قدر و منزلت ایران و ایرانی را در تراز فاخری رسم کرد و تقدیر امور اجرایی را به منتخب مردم سپرد!

سخن درباره آنچه در پیامد این انتخاب می آید بسیار است. چونان که می گویند:

"بالاخره هاشمی بازگشت"

"عقب نشینی تخمینی هشت ساله اصولگرایان"

"خاک خوردن راهبردها و سیاست های احمدی نژادی در حوزه های مختلف" و...

این گزاره ها البته شاید از عینک های جناحی چندان نامربوط نباشد اما از زاویه دیدی کلان تر باید گفت گرایش رای مردم به هر سو که باشد همه و همه اتفاق مبارکی است چنان که رهبر معظم انقلاب درباره آن چنین می فرمایند: "هر رایی که به یکی از نامزدها بدهید رای به جمهوری اسلامی ایران داده اید"

بنا براین باید دست همه کسانی در تایید نظام ولایی انقلاب اسلامی سهمی داشتند را بوسید و فعل مردم را ستود و برای توفیق و بهروزی مردم و منتخب محترم ملت بهترین آرزوها را نمود.


برچسب‌ها: هاشمی, خاتمی, محمدحسین پیریایی, روحانی, احمدی نژاد

شهردار رييس جمهور؟؟

از ايرادهاي يك نوشته ابهام مندي و عدم شفافيت است ايرادي كه در تيتر فرارو از ابهام جان ميگيرد خود پرده دار موضوعات فراواني است كه مدتي ذهن راقم سطور را در خود گرو گرفته و مشغول كرده بود!

اينكه شهرداري تهران الزاما مولد رييس جمهور است؟؟ يا به عبارت معروف تر براي پاستور نشيني بدوا بايد خاك بهشت را خورد و تلاش را از بهشت آغاز كرد؟؟ سوالي است كه در آينه رفتار شناسي مردم ما به پاسخ دو شهردار دو سرنوشت منتهي ميگردد.

نه با قاليباف مشكل مبنايي داريم و نه در فكر و عمل تابع و شيفته احمدي نژاديم بنا براين به گواهي صداقت و نور پاكي مدعي بي طرفي و بي غرضي در طرح اين نوشته ايم!

تفاوت ها و تمايزات احمدي نژاد و قالي باف در نوع نگرش و مديريت، مدار اين ذهنيت است

چرا احمدي نژاد در سال 82 رييس جمهور شهردار بود و به چه عنوان  آقاي قالي باف را نميتوان شهردار رييس جمهور قلمداد نمود عبارت است از همه تفاوت هاي قالي باف و احمدي نژاد. احمدي نژادي كه اين روزها براي عاقبت بخير شدنش دعا ميكنيم.

بقول معروف ز تعارف كم كن و بر مبلغ افزا. پس بخوانيد:

1. تفاوت هاي زماني: يكي از مباني تحليل رويدادها توجه به اقتضائات و ويژگيهاي زماني است براستي در دنياي مادي هر پديده اي به زمان مندي اتصاف غير قابل اجتناب دارد مگر آنچه وجه خدا شود. آقاي احمدي نژاد در سال هشتادو دو به عنوان اميد اصولگرايان پرچم خدمت را بدست گرفت به عبارتي فاتح دژ بهشت در مصاف با اصلاح طلبان به شمار مي آمد و از آن جا بود كه اميد ها به چاره سازي دولت مدعيان ولايت مداري نشو و نما كرد. در حالي كه آقاي قالي باف از چنين ويژگي برخوردار نيست بدرستي كه قاليباف عقبه لشكر اصولگرايان و سلسله مند اين جريان به شمار مي آيد بنا بر اين تا اين جا قاليباف نسبت به احمدي نژاد عقب است.

2. احمدي نژاد كه از ان به سردار اصولگرايان ياد كرديم در زمان خود با به رخ كشيدن مباني نظري گفتمان ولايت مداران و مدتينان به مدعيان اصلاح گري در عرصه عمل هم ميليمتر به ميليمتر ضمن رصد انواع توقعات مردمي  و طراحي پاسخ خدمت آفرين به آن خود را شهردار با گفتمان و داراي ايده ي مديريتي معرفي كرد و به عبارتي پشتوانه هاي خدماتي خود را با ايدولوژي ديني پر كرد پس براي نوع عملكرد خود گفتمان سازي كرد كه بايد براي تشريح بيشتر تفاوتهاي اين دو از قالي باف پرسيد راستي تا چهار سال پيش در عرصه هاي مختلف حاوي چه گفتماني بوديد؟؟ حامل گفتمان احمدي نژاد با اندكي تفاوت؟؟

3. آنچه در سيماي احمدي نژاد ميديدند عبارت از نوعي اخلاص در خدمت رساندن بود موضوعي كه پس ثبت نام دوباره قاليباف در مصاف انتخاباتي به شائبه مند شدن خيل خدمات قالي بافي گراييد بنابراين هر كسي كه با انگيزه رياست جهوري شهرداشت به رياست نخواهد رسيد ( بيان سير معكوس اين دو )

4. بگذريم كه آخر هم مردم بايد تعيين كنند كه پاستور نشين از كجا به پا خيزد! به هر حال شبي قوز مي نهند و شبي برمي دارند!! و الا صندلي بهشت شايد هم به بازنشستگي بيانجامد!!

5. آن لباس نويي كه روزي احمدي ن‍ژاد را رييس جمهور كرد امروز كهنه تر از آن است كه دوباره بتوان آن را پوشيد چه بسا  پوشيدن امروزين اين پوسيده مايه طنز شود

به هر حال فرصت ها را بايد پاس داشت همين فرصت خدمت را هم. 



برچسب‌ها: شهردار تهران, قالیبالف, احمدی نژاد, اصولگرایان, محمدحسین پیریایی

جمهوریت در انقلاب اسلامی و گفتمان انتخاب

يكي از وظايف و اقتضائات رهبري ارشاد و هدايت افكار جامعه به‌منظور رشد و ارتقاي ملي در ابعاد مختلف است. همين‌موضوع از سوي جامعه نسبت به رهبري به صورت يك توقع و انتظار اجتماعي رخ مي‌نمايد؛ زيرا كه مرد و زن مسلمان ايراني حضرت آيت‌الله خامنه‌اي را در قاب رهبري توانمند كه «اسوه‌ي آگاهي و دانايي» است مي‌بينند.

اصولاً ابتكار طرح «حماسه‌ي سياسي» به عنوان بنيادي‌ترين اولويت ايران اسلامي در سال 1392 روي ديگر همين سكه است و شواهد و قرائن بسيار انتخابات رياست‌جمهوري 92 را يكي از حساس‌ترين و پراهميت‌ترين گذرگاه‌هاي انقلاب اسلامي ايران نشان مي‌دهد كه بايد آن را به حماسه آراست.

بر اين اساس مرور فرمايشات رهبر معظم انقلاب در اين خصوص از دو منظر به‌وضوح ضرورت دارد:

الف) افق رفيع زعامت و رهبري در مقام اولويت‌سنجي بين موضوعات گوناگون شايسته‌ترين بينش ايجاد آگاهي و درك دقيق مسائل به‌ويژه رخداد انتخابات رياست‌جمهوري است.

ب) در ثاني اجتماع ايراني هم براي تقويت همبستگي‌هاي ملي بر سر اهداف و آرمان‌هاي انقلاب مردم و امام نيازمند انگيزش عالمانه‌ي مردم به راه سعادت و سربلندي كشور است.

در اين راستا براي دقت بيش‌تر و تنوير درست ابعاد «حماسه‌ي سياسي» سخنان و بيانات معظم‌له را از نظر مي‌گذرانيم.

 

ديداردست اندركاران برگزارى انتخابات‌

«دستگاه رياست جمهورى هم كه اهميتش معلوم است. قانون اساسى وقوانين جارى كشور،اين همه فعاليت وتلاش و امكانات و بودجه و راه‌هاى پيمودن به سمت آرمانها را درمقابل دستگاه دولتى و رئيس جمهور قرار داده است؛ بنابراين فوق‌العاده مهم است.»

«درهرانتخاباتى،يك عده‌اى به نتيجه‌ى مطلوبِ خودشان نمي رسند نبايد تعبير برنده و بازنده و اين واژه‌ها و اصطلاحات غربىِ مادى رابه كار برد؛ اگر براى خدا و براى انجام تكليف وارد مي شويم، برد و باخت وجود ندارد.»

«مسئله‌ى انتخابات درطول اين سى و چهار سال براى كشور يك مسئله‌ى تعيين كننده و تجديد حيات دهنده براى مجموعه‌ى حركت كشور ما بوده است. در طول اين سال ها،اين سى و چند انتخاباتى كه برگزار شده و مردم در پاى صندوقهاى رأى حاضر شده‌اند، اين دفعه هم از جهاتى، ازپاره‌اى از انتخابات گذشته مهمتر است.»

16/02/1392

حرممطهررضویدراولینروزسال۱۳۹۲

«اقتصاد ما دچار اين اشكال است كه وابسته‌ ی به نفت است. ما بايد اقتصاد خودمان را از نفت جدا كنيم؛ دولت های ما در برنامه‌های اساسيِ خودشان اين را بگنجانند.»

«این را همه بدانند كه آنچه ما برای رئیس‌ جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی كه امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی كه وجود دارد. این را همه توجه كنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ ای باید امتیازات كسبی و ممكن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعف های او را نداشته باشد. هركسی بالاخره نقاط قوّتی دارد و نقاط ضعفی دارد. رؤسای جمهور  چه رئیس‌جمهور امروز، چه رئیس‌ جمهور فردا نقاط قوّتی دارند ونقاط ضعفی هم دارند. یعنی ما در سلسله‌‌ی دولت هائی كه پشت سر هم می‌آیند، بايد رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی وتكامل باشیم، تدریجاً بهترینهای خودمان را بفرستیم؛ هركسی می‌آید، پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد. آن كسانی كه آماده‌ ی این میدان میشوند، بايد با كمال قوّت، با كمال قدرت، با توكل به خدا، با اعتماد به توانائی‌های این ملت پیش بروند.»

«مسئولين كشور مسولينِ امروز و بخصوص مسئولين آينده كه بعد از انتخاباتِ امسال بر سر كار خواهند آمد به اين نكته توجه كنند؛ كشور بايد سياست اقتصاديِ كلانِ روشن و مدوّن و برنامه‌ريزی‌ شده داشته باشد؛ حوادث گوناگون نتواند تغيير و تبديلی در آن ايجادكند.»

«انتخابات، مظهر  «حماسه‌ی سياسی» است؛ مظهر اقتدار نظام اسلامی است؛ مظهر آبروی نظام است. آبروی جمهوری اسلامی به انتخابات و حضور مردم در پای صندوق‌های رأی و تأثير يكايك مردم در انتخاب مديران كشوراست. انتخابات مظهر اراده‌ی ملی است،نماد مردم‌ سالاری اسلامی است.»

«در درجه‌ی اول، گسترش مشاركت و حضور گسترده‌ی مردم در انتخابات اهميت دارد. شور انتخاباتی در كشور و حضور مردم پای صندوقهای رأی ميتواند تهديدهای دشمنان را بی‌اثر كند؛ ميتواند دشمن را نا اميد كند؛ مي تواند امنيت كشور راتأمين كند.»

«در انتخابات، همه‌ی سلیقه‌ها وجریانهای معتقد به جمهوری اسلامی باید شركت كنند؛ این، هم حق همه است،هم وظیفه‌ی همه است. انتخابات مال یك سلیقه‌ی خاص، مال یك جریان فكری و سیاسیِ خاص نیست. همه‌ی كسانی كه به نظام جمهوری اسلامی و به استقلال كشور معتقدند، به آینده‌ یك کشور اهمیت می دهند، دلشان برای منافع ملی میسوزد، باید در انتخابات شركت كنند. روگرداندن از انتخابات، مناسب كسانی است كه با نظام اسلامی مخالفند.»

«در نهايت،رأی مردم تعیین كننده است. آنچه كه اهمیت دارد، تشخیص شما ورأی شما است. باید خود تان تحقیق كنید،ملاحظه كنید، دقت كنید، ازانسانهای مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب كنید. رهبری، یك رأی بیشتر ندارد. بنده‌ی حقیر مثل بقیه‌ی مردم، یك رأی دارم؛ این رأی هم تا وقتی كه در صندوق انداخته نشود، هیچ كس از آن مطّلع نخواهد بود. برایمنگزارشدادندكهممكناستدرايامانتخابات،روزی چند صد ميليون پيامك رد و بدل شود. مراقب باشيد، تحت تأثير اين چيزها قرار نگيريد؛ به هرحال آنچه كه ملاك عمل است، رأی آحاد مردم است.»

«در مسئله‌ی انتخابات و غير انتخابات، همه بايد تسليم رأی قانون باشند؛ درمقابل قانون تمكين كنند. آن حوادثی كه در سال 88 پیش آمد كه برای كشور ضرر داشت و ضایعه‌ آفرین بود همه از همین ناشی شد كه كسانی نخواستند به قانون تمكین كنند؛ نخواستند به رأی مردم تمكین كنند. ممكن است رأی مردم برخلاف آن چیزی باشد كه منِ شخصی مایل به آن هستم؛ اما باید تمكین كنم. »

01/01/1392

دیدار كارگران و فعالان بخش تولید كشور

«سازوكار انتخابات در كشور ما، سازوكار مستحكمى است. اينكه گوشه و كنار بعضى‌ها اعتراضهائى ميكنند، واقعاً غير منطقى است. حضور شوراى نگهبان در قانون اساسى - كه امام هم مكرر روى آن تأكيد ميكردند - حقيقتاً يك حضور مباركى است. بعد در بين اين كسانى كه تشخيص داده شد صالحند، مردم ميگردند، تحقيق ميكنند،  سپس تصميم‌گيرى ميكنند.
كسانى كه در رأس قوه‌ى اجرائى قرار ميگيرند، بايد كسانى باشند كه در مقابل فشارهاى دشمنان مقاوم باشند؛ زود نترسند، زود از ميدان خارج نشوند؛ اين يكى از شرطهاى لازم است. انسانهاى با تدبيرى باشند، با حكمت باشند. ما در سياست خارجى گفتيم «عزت و حكمت و مصلحت»؛ در مسائل داخلى هم همين جور است، در اقتصاد هم همين جور است؛ بايد با برنامه، با حكمت، با تدبير، با نگاه بلندمدت و همه‌جانبه، با يك هندسه‌ى صحيح كارها را مشاهده كنند، نگاه كنند، وارد ميدان شوند.»

«روزمرّه فكر كردن در مسائل اقتصادى، مضر است؛ تغيير سياستهاى اقتصادى به طور دائم، مضر است - در همه‌ى بخشها، بخصوص در اقتصاد - تكيه كردن بر نظرات غير كارشناسى، مضر است؛ اعتماد كردن به شيوه‌هاى تزريقىِ اقتصادهاى تحميلى شرق و غرب، مضر است. سياستهاى اقتصاد بايد سياستهاى «اقتصاد مقاومتى» باشد - يك اقتصاد مقاوم - بايد اقتصادى باشد كه در ساخت درونىِ خود مقاوم باشد، بتواند ايستادگى كند؛ با تغييرات گوناگون در اين گوشه‌ى دنيا، آن گوشه‌ى دنيا متلاطم نشود؛»

«ميدانيد من از دولتها و از رؤساى جمهور در طول اين سالهاى متمادى همواره حمايت كردم؛ توصيه هم كردم، در موارد متعدد و زيادى از آنها توضيح هم خواستم. تكيه اين بوده است كه براى مردم هزينه درست نكنند، مشكل درست نكنند، دغدغه‌آفرينى نكنند، مردم را دچار تشويش و نگرانى نكنند؛ البته وعده‌ى بيخود و بى‌مبنا هم ندهند، درِ باغ سبزهاى بى‌منطق هم باز نكنند؛ منطقى، معقول، منطبق با واقعيت و با توكل به خداى متعال حركت را پيش ببرند؛ ان‌شاءاللَّه در آينده  هم بايد همين جور باشد.»

07/02/1392

دیدار مردم قم

«بنده هم اصرار دارم كه انتخابات بايد با سلامت كامل، با رعايت امانتِ كامل انجام بگيرد. مسئولين دولتى و مسئولين غير دولتى كه در كار انتخابات دست‌اندركارند و مسئول هستند، همه بايد طبق قانون، با دقت كامل، با رعايت كمال تقوا و پاكدستى عمل كنند تا انتخابات سالمى پيش بيايد؛ و مطمئناً هم چنين خواهد شد.»

19/10/1391

«... بنده مطمئنم كه ملت ايران بسيار بصيرتر و باهوش‌تر از اين است كه با يك چنين ترفندهاى خصمانه‌ى دشمنان يا عوامل دشمنان فريب بخورد؛ نه، ان‌شاءاللّه انتخابات به اذن‌اللّه، به حول و قوه‌ى الهى، به فضل پروردگار، انتخابات خوب و پرشورى خواهد شد.»


Weblog Themes By Pichak

........ مطالب قديمي‌تر >>

درباره وبلاگ


مرا عهديست با جانان كه تا جان در بدن دارم

هواداران كويش را چو جان خويشتن دارم.

پيوندهاي روزانه