اعتراف رئيس سابق موساد در مورد ترور دانشمند هستهاي
به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي "
خبرگزاري فارس، فردا به نقل از سايت صهيونيستي IsraCast نوشت؛ يكي از
مسائل داغ اين روزها، شناسايي قاتل مسعود عليمحمدي، فيزيكدان برجسته
ايراني است كه توسط بمبي كه در نزديكي ماشين در جلو منزلش كار گذاشته بود،
كشته شد. ايران انگشت اتهام را به سوي رژيم صهيونيستي، آمريكا و گروههاي
معارض نشانه رفتهاست.
در مصاحبهاي با راديو اسرائيل، شابتاي شاويت رئيس سابق موساد، سازمان
جاسوسي رژيم اشغالگر، اعلام كرد كه اطلاعي ندارد كه بمب را كار گذاشته است
اما درباره جنگ پنهاني نيز صحبت كرد كه عليه برنامه هستهاي ايران براه
انداختهاند.
ترجمه دقيق و كامل مصاحبه فوق كه به زبان عبري انجام شده، در زير آمدهاست:
آيا نشانههايي از دست داشتن اسرائيل در ترور اخير ديده ميشود؟
هيچ اطلاعي از كسي كه مرتكب آن شدهاست ندارم. اما اگر بخواهم از ديدگاه
حرفهاي به آن بنگرم، هر كسي كه آن را انجام دادهاست، تلاش كردهاست كه
هيچ نشانهاي براي شناسايي عامل اصلي آن برجا نگذارد.
آيا اين يكي از انواع عملياتهايي كه اسرائيليها در آن از تبحر خاصي برخوردار هستند نيست؟
جنگ پنهاني عليه ايران توسط مراكز مختلفي در غرب در حال انجام است و در
راستاي آن، فعاليتهاي مختلفي برنامهريزي ميشود كه يكي از آنها، ترور
است.
برخي معتقدند كه اين دانشمند در برنامه هستهاي ايران نقش داشتهاست، شما چه اطلاعاتي درباره وي داريد؟
شخصاً هيچ اطلاعاتي درباره وي ندارد. فكر كنم كه ايران حدود 12 نفر
فيزيكدان هستهاي با درجه دانش متفاوت دارد ولي نامش تابحال به گوشم
نخورده بود.
همگان اطلاع دارند كه همكارياي ميان سرويسهاي جاسوسي آمريكا، اروپا و
اسرائيل وجود دارد. آيا ممكن است كه در انجام اين انفجار آنها با هم
همكاري كرده باشند؟
من تنها ميتوانم نيمي از صحبتهاي شما را تاييد كنم. تبادل اطلاعات و
پيشبينيهايي انجام ميشود اما نمي توانم تاييد كنم كه آيا درباره انجام
چنين عملياتي به تفاهم رسيده باشند.
با توجه به فاصلهاي كه از ايران داريم، انجام چنين عملياتي چه دشواريهايي دارد؟
به اين اكتفا ميكنم كه بگويم امروزه روشها تفاوتهاي بسيار زيادي نسبت به
گذشته كردهاست .و بسيار پيشرفتهتر شدهاند. فنآوري امروزه نه تنها
امكان هدايت يك جنگ غير متوازن را ميدهد، بلكه در جنگ با تروريسم نيز
بدون در نظر گرفتن مرزها و فاصله امكانپذير است. تا اينجا ميتوانم
برايتان موضوع را باز كنم كه اهميتي ندارد و مانعي بر سر مبارزه با
تروريسم نيست.
آيا كشتن دانشمند ايراني تنها يك اقدام نمادين بودهاست يا نشانهاي از
نگراني نسبت به نزديك شدن به ساخت بمب و يا حتي اينكه ديگر كار از كار
گذشتهاست؟
چرا فكر مي كنيد كه كشتن يك دانشمند هستهاي كه نقش مهمي دارد، تنها
اقدامي نمادين است؟ اهميت آن بيشتر از سمبليك بودن است. علاوه بر اين، به
نظرم هنوز براي متوقف كردن ايران دير نشدهاست. اگر دنياي آزاد (آمريكا،
اروپا، روسيه و/يا چين) درباره اعمال تحريمهاي شديد عليه ايران جديت
داشته باشند، در آن صورت ميتوان آنها را متوقف كنيم. اما روسيه، كه
حمايتش نقش حياتياي دارد و خود مورد مانند ديگر كشورها تحت تهديد هستهاي
ايران قراردارد، به دليل منافعش در تحريمها همكاري نميكند.
آيا اسرائيل بايد دست به سينه بنشيند و يا اينكه خود دست به اقدام بزند؟
به عنوان مثال چند روز چيش شاهد گزارش تلويزيوني درباره قابليت جديد حمله
از راه دور نيروي هوايي اسرائيل بوديم.
به نظرم اسرائيل دست به سينه ننشسته است. گزارش تلويزيون را هم ديدم. اما
نه تنها اسرائيل، بلكه يكيي از فرماندهان ارشد آمريكايي، ژنرال پترائوس
نيز به سي.ان.ان گفته كه آمريكا نيز در حال تمرين و آماده كردن خود براي
عمليات نظامي براي از بين بردن تهديد هستهايران است.