توهم احساس تكليف!
بهانهاي كه نويسنده را به تهيه مختصري در زمينهي تكليف و احساس آن وا ميدارد شيوع شيوهي تلخي براي تمهيد عرض اندام و حضور در انتخابات است به اين ترتيب اين روزها به وفور ميشنويم كه احساس تكليف ميكنند در انتخابات كانديدا شوند!!
به عبارت ديگر درك و بررسی شيوهي فزايندهي پيوند تظاهر به تكليف محوري با رياست طلبي براي مردم چه پيامدي دارد، سؤالي است كه بايد ابعاد آن را مورد بررسي و دقت قرار داد.
اينكه چه كسي، چرا و از چه ناحيهاي به احساس تكليف رسيده كه خود را ناچار ميانگارد در سرنوشت كرسي رياستجمهوري، مجلس يا شوراي شهر به رقابت برخيزد به موضوع كلافه كنندهاي براي مردم بدل شده است.
طنزآميزتر از توهم احساس تكليف آنكه پيوستگان ادعايي به مباني ديني - كه اگر نيايند به مردم و نظام خيانت كردهاند - اينكه در ادامه پس از احساس تكليف اوليه در شرايط رقابت از اين نمد بهرهاي بر رعايت اخلاق و انصاف و صداقت نمييابد.
اينكه مردم در اين دنيا به رياكاران مهرورزي نميكنند به كنار، اما به يقين خدا با كساني كه از منابع نفساني به موضوعي براي احساس تكليف ياد ميكنند و بيصداقتي را به تظاهر ميآرايند جزاي متناسب خواهد داد. مگر چه اشكال دارد يك كانديدا صادقانه و به دور از فروتني دروغين و تسليم ظاهري در برابر شاخصههاي شرعي و ديني به وضوح علت كانديداتوري خود را احساس توانمندي براي پيشبرد امور كشور بيان كند و مردم در اين زمينه اظهار نظر نمايند.