ویلای من؛ بازنشر یک کلیشه!
مهران مديري پس از اوجگيري در شبكههاي صدا و سيما به واسطهي حضور در ويژه برنامههاي طنز از صدا و سيما جدا شد و ترجيح داد سرنوشت هنري بدون صدا و سيماي خود را در كانونهاي ديگري بيازمايد. وي ابتدا با حضور در چند فيلم سينمايي بر پردهي سينماها ظاهر شد سپس با هدف احياء و افزايش ميزان بهرهوري شبكهي خانگي با اثر تاريخمحور «قهوهي تلخ» به تداوم طنزپردازي مستقل خود انديشيد، طنزي كه به نافرجامي و ناتمامي آنگونه كه نام داشت تلخ ماند.
مديري با وعدهي پذيرش مسئوليت كامل مجموعهي «ويلاي من» به دنبال جلب دوباره اعتماد مخاطب خود برآمد. وي هدف خود را از حضور دوباره و توليد «ويلاي من» نياز جامعه به آثار هنري طنز و ايجاد تفريح و شادماني از رهگذر سريالهاي طنز شبكهي خانگي بيان كرد.
نويسنده ضمن آرزوي موفقيت براي طنزپردازان و هنرمندان اين مرز و بوم همچنين براي آقاي مديري در مسير خدمت به مردم و فرهنگسازي متعهدانه، ميكوشد تا با ره توشهي انصاف و بيطرفي در نقد به ارزيابي و تحليل اين اثر بپردازد.
معرفي اجمالي ويلاي من
داستان ویلای من درباره پیرمردی ۹۰ ساله و پولدار (آقای مشکات) است که قرار است بهزودی فوت کند. وی هرگز ازدواج نکرده و فرزندی ندارد.او فقط چند برادر دارد که همهی آنها فوت کردهاند. وکیل درستکار وی به دنبال وراث واقعی او میباشد که به طور اتفاقی ارسلان و هدایت که در یک رستوران کار میکنند متوجه این ماجرا میشوند و تصمیم میگیرند که خود را به عنوان برادرزاده مشکات معرفی کنند. ارسلان فردی با هوش و خلاف کار با سابقه است و هدایت نیز سابقه زندان دارد و در جعل مدرک استاد است.
سیامک انصاری، برزو ارجمند، رابعه اسکویی، بهار ارجمند، افسانه چهرهآزاد، پانتهآ رهنمون، ماندانا سوری، الیکا عبدالرزاقی، رضا فیض نوروزی، هادی کاظمی، مریم کاویانی، علی لک پوریان، عارف لرستانی، مهران مدیری، شبنم مقدمی، علیرضا محمدی، نگین معتضدی، غلامرضا نیکخواه برخي از بازيگران اين مجموعه هستند.
نقد ويلاي من
اين مجموعه با ابتكارات ارزندهاي از جمله دوبله به دو زبان تركي و كردي به گويشهاي بومي و محلي احترام گذارده و با زيرنويس فارسي، عربي، انگليسي، تركي و كردي به حضور فراملي خود انديشيده است. همچنين اين سريال با ارتقاء كيفيت تصويري خود به ديويدي ناين براي مخاطب خود ارزش قائل شده است.
با اين همه اخبار و گزارشهايي مبني بر فروش نرفتن اين محصول از كاهش استقبال مردمي حكايت دارد كه چند علت در اين زمينه ميتوان برشمرد:
1- بسان اغلب كارهاي مديري لوكيشن يا محل ساخت اثر از يك محل ثابت (يك خانه) تشكيل شده به تعبير ديگر با تكراري شدن اين ضلع نمايش در ديدگان مخاطب هواي تازهاي براي تنفس نميماند تا جاييكه بيننده با تكرار خستهكنندهي نمايهها و تصاوير لوكيشن ثابت از محتوا بري ميشود.
2- بيست قسمت اين سريال كه نيمهي اول اين مجموعه به شمار ميآيد بهوضوح بيانگر اهتمام و توجه پديدآورندگان ويلاي من در استفادهي محوري از تجملات افراطي است. موضوعي كه در اغلب كارهاي آقاي مديري بهچشم ميخورد. شايد مخاطبان سريال توقع داشته باشند داستانهاي طنز را در غالب زندگيهاي معمولي و غيرتجملاتي كه با زندگي عامهي مردم فاصلهي بسيار دارد ببينند.
3- حضور روتين و ثابت برخي هنرپيشهها در اكثر مجموعههاي اين كارگردان ازجمله اثر پيشگفته به كليشه شدن فيلمهاي مديري ميانجامد.
4- بيرمق بودن سناريو يا فيلنامه كه در زبان عوام به «آب بستن» نامگذاري ميگردد باعث پديد آمدن فضايي كم هيجان و خستهكننده ميشود.
5- غلبهي ابعاد تجاري بر ساختار هنري كه فضاي منفعتگرايي را در نظرگاه بينندگان مؤكد ميگرداند انتقاد ديگري است كه ذهنيت مخاطب اثر را تاريك ميسازد. به عبارت ديگر پيوند ناگسستني سكانسهاي ويلاي من با برندهاي تجاري به مخاطب القا ميكند كه بايد توجه بيشتري به برخي ماركها و برچسبها داشته باشد.
6- و موضوعات ديگر ...
در پايان اميدوار است كه ويلاي من و هر مجموعهي طنز ديگري كه به منظور غنيسازي اوقات فراغت مسلمان ايراني توليد ميشود درخورد شأن وي تهيه گردد و در آثار بعد نقدهايي كه گفته شد به مزيت بدل شود.