آلزایمر یا احساسات سیاسی!
هر چند مایل به نقد رفتار دوستان انقلابی نبوده و نیستم اما گاهی سرریز وقایع سیاسی موجب نشت تعفن در عوالم فرهنگی می گردد تا جایی که بشود گفت لازم است این بار بنویسم!
تورق صفحات نشریات سیاسی امروز که سرشار از تندروی و کندروی است نشان می دهد که سیاست رایج امروزی اساسا مجالی برای مشی میانه نگذاشته و یا حداقل به میانه رو ها مجال نمی دهد
کوتاه سخن اینکه رفتار عجیب برخی نشریات و صفحات فرهنگی در قلم فرسایی مادحانه برای روسیه در ابعاد مختلف نظامی و غیر نظامی کاشف از یک افراط نسنجیده است گویا فراموش کرده ایم که دنیای سیاست در زیر و زبر خود کمترین نسبتی با احساس ندارد و صرفا معیارها و منافع هستند که میتوانند زوایه دید مناسبی از داد و ستد های رایج به ما دهند
برای مثال بجای معیار قرار دادن راهبرد روسیه پوتینی، روسیه مدویفی را به یاد آوریم جایی که کارشکنی روسیه در جریان تحویل اس ۳۰۰ به ایران تا آنجا پیش رفت که به محکومیت در دادگاه لاهه نزدیک شد و در رفاقت با اسرائیل سرسوزنی کم نگذاشت!!
باید مراقب باشیم و بدانیم رفتار امروزین روسیه در غرب آسیا را نباید به حساب برادری پایدار گذاشت بلکه همین فردا ممکن است به شکل دیگری قابل پیش بینی نباشد ...
آنگاه یک پرسش اساسی را باید جواب دهیم و آن اینکه اگر روسیه فردا روسیه امروز نبود تکلیف این همه کنش گری و مثبت گرایی بی حساب امروز ما چه می شود و مردم را چگونه توجیه کنیم؟؟