درباره آقاي خاتمي و رفتار سياسي ايشان دو گزاره محتمل صدق است:

1-آقاي خاتمي متوجه شده است که حضور موفقي در انتخابات رياست جمهوري نمي تواند داشته باشد
2-دريافته است که مجموعه عملکرد او و تيم همراهش از سال 75 تاکنون(از زمان ورود به انتخابات هفتم تا امروز) با مباني و بستر ماهيت اداره اجرايي کشور دچار زاويه واضحي شده است.
.بنابراين مقدمات و با لحاظ نوع مواضع و اظهارات اخير او در مي يابيم که آقاي خاتمي از مسير شرکت در انتخابات خارج شده است.شروط ايشان بهترين گواه در اين موضوع است،يک شرط ايشان در عرصه رقابت درون جناحي با اقبال مواجه نمي شود و شرط ديگرش به چارچوب محکم و استوار قانون اساسي ميخورد و لزوماً و بزودي از هر دو شرط جز انغعال نتيجه اي نمي گيرد.اما رقيب درون جناحي(آقاي کروبي) به قطعيت موضوعات فوق پي برده است و خود را براي حضور در انتخابات مناسب تر و بلکه صالح تر مي داند به اين خاطر است که ايشان بر خلاف آقاي خاتمي روي قاعده حرکت ميکند و ضوابط حضور را در ارائه و اظهار مواضع رعايت ميکند واگر مي بينيم در عرصه رقابت درون جناحي در حال حاضر حرف آخر را بر زبان نمي آورد به خاطر حفظ امکان بهره گيري از ظرفيت هاي بيشتر جريان مطبوع است.از نمود هاي روشن ديگري که نيامدن خاتمي را مشخص تر مي کند کانديداي جايگزين(آقاي عارف) است،اين در حالي است که در مقابل، گروه آقاي کروبي اصولاً هيچ جايگزيني را مطرح نمي کند،اما آقاي عارف با چه مقصد و هدفي در انتخابات شرکت داده مي شود در حاليکه به هيچ وجه از شرايط رقابت برخوردار نيست و به احتمال خيلي قوي حتي به نصاب آراي آقاي معين در انتخابات نهم نمي رسد،چيزي جز توجيه قاطع ادامه رقابت با کروبي و مزاحمت جدي براي ايشان در استمرار انتقام ويژه اي که روز به روز سنگين تر هم مي شود نيست.البته آقاي خاتمي هم ميداند که حمايت او از کانديداي جايگزين موهبتي براي او نيست و همانطور بعداً خواهيم ديد وزن اين بخش از اصلاح طلبان را در وزن کشي سياسي با کاهش شديد مواجه مي سازد.

/www.jaryan.ir

کرمرضا پيريايي